مهمون عزیز...
بازم سلام خوشگل مامانا، ببخشید که این مطالب رو دیر برات مینویسم،آخه این روزا به خاطر تبلیغ جشنواره که شما توش شرکت کردی خیلی کار داشتم. تقریبا دو هفته پیش بود که بابایا زنگ زد و گفت که علی آقا اینا از مشهد اومدن.من خیلی خوشحال شدم چون واقعا خانواده خوبی هستن و اینکه یه پسملیه خوشگل دارن که شما میتونستی باهاش حسابی بازی کنی. بابای هستی که میشه پسر دایی بابایا همه ی مارو دعوت کرد خونشون و شما سه تایی تا تونستین با هم بازی کردین. &n...
نویسنده :
مامان جونت
16:21
یه مسافرت باحال
سلام جیگر طلای مامانا، خوبی عشق من؟ایشالله که همیشه خوب باشی. هفته ی آخر ماه رمضان طبق عادت هر ساله که مسافرت میریم،رفتیم انزلی و از انزلی رفتیم آستارا و بعدش رفتیم سرعین. امسال بر خلاف پارسال که هوا خیلی خنک بود و بارون شدیدی میومد و دریا هم حسابی طوفانی بود،خیلی گرم بود.طوری که فقط کافی بود نیم ساعت بیرون باشی که خیس عرق میشدی. ولی باز بهمون خوش گذشت و شما حسابی به قول خودت خاکی بازی که همون ماسه بازیه کردی و تا تونستی صفا کردی. به نظر شما پدر و پسر شبیه همن؟ بقیه عکسا رو تو ادامه مطلب ببینین لطفا... &nb...
نویسنده :
مامان جونت
15:45
نامه ای برای تو ای پسرم
پســـرم! پسر ِخوبم میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! ... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســـرم... مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره... عزیزدلم! یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره. بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!" و اون میزنه زیر گریه.... زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم... موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری... باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری ک...
نویسنده :
مامان جونت
12:28





